سلام نازنینم ، سلام هستی من
امروز ۱۷ ، هجدهمین هفدهم ، روز ۱۷ خدا فرشته ای چون تو به من داد ، خدای مهربون با دادن تو حجت رو بر من تموم کرد
همیشه تو اول تبریک میگی ، و من شرمنده ام
نازنینم خودت خوب می دونی که همه کس و همه چیز منی ، وجودم به وجودت بسته است ، تا ابد دوستت دارم ، هیچ وقت تنهام نذار
دستهای مهربونت رو چشمهای معصومت رو هزاران بار می بوسم
باورم نمیشه ۱۸ ماه گذشته باشه ، ۱۸ ماه با تو بودن ، ۱۸ ماه تو رو داشتن ، ۱۸ ماه در نهایت خوشبختی بودن ، به خاطر همه چیز ممنــــــــو نم
تا ابد دوستت دارم ، قربانت همسرت ![]()
![]()
نمی دونم چی بگم . اونم بعد از این همه وقت ...
اما زندگی خیلی سخته ... خوشحالم که در این سختی عشقم همیشه همراهم
راستی ما شمال بودیم و تازه برگشتیم ، خیلی خوش گذشت جای همه تون خالی
اگه خدا قسمت کنه منو عشقم دوباره می خواهیم بیایم و مطلب بنویسیم
فعلا خدا حافظ
راستی عکسهای قشنگ شمال رو هم براتون میگذارم
سلام به دوستای خوبم
از همتون ممنونم که در نبودم به ما سر زدین
یه خبر خوب واسه همتون دارم
منو عشقم بهم رسیدیم و الان در کنار هم هستیم ، واسه همینم بود که مدتی آپ نکردم
از آرزوهای قشنگی که واسمون کردین ممنون
امیدوارم تک تکتون به آرزوهای قشنگتون برسید ، منو محبوبم الان داریم جلوه دیگه ای از عشقمون رو تجربه می کنیم و اون بودن در کنار هم واسه همیشه است
راستی بچه ها چون وقت ندارم هول هولکی این آپ و مینویسم ، شرمنده اگه اشکالی توش دیدید
خیلی خوشحالم که خدا به حرفام گوش داد و روز وصالمون رو اینقدر نزدیک کرد
خدایا شکرت به خاطر همه چیز ، خدای مهربونم کمکمون کن تا همیشه در کنار هم بمونیم و همیشه همین طور احساس خوشبختی کنیم
دوستای مهربونم بازم واسمون دعا کنین
دوستت دارم عشق من![]()
سلام عزیز دلم ، خوبی مهربونم ؟
از اون لحظه ای که این خبر خوب رو بهم دادی سر از پا نمیشناسم ، خیلی خیلی خوشحالم ، باورم نمیشه خدا به این زودی به حرفم گوش داد و کاری کرد که من محبوبم رو ببینم ، وای خدای من ، کی فکرش رو میکرد ما که قرار ماهها همدیگر رو نبینیم به همین زودی باز فرصتی برای با هم بودن پیدا کنیم؟خدایا شکرت ، خدایا به خاطر همه چیز ازت ممنونم ، الان داشتم عکسامون رو نگاه میکردم ، توی عکسهای قبلی که آخرین دفعه ازت گرفته بودم یه عکس خیلی جالب رو پیدا کردم ، میدونی کدوم عکس رو میگم؟یادته روز آخر که تو داشتی از پیشم میرفتی با هم رفتیم یکم قدم زدیم ؟یادته دو تایی رفتیم تو یه کوچه که درختهای قشنگی داشت ؟ وسطهای کوچه یه درختچه خیلی خوشگل بود که گلهای ریز قشنگی داده بود ، تو گل چیدی و من ازت گرفتمش و داشتم نگاش میکردم ، بعد تو دوباره گل رو از من گرفتی و منم بهت گفتم عزیز بذار ازت فیلم بگیرم ، صبح زود بود و نور خورشید خیلی ملایم تابیده بود ، و هوا هم خنک بود ، وقتی گل رو ازم گرفتی و دور شدی منم شروع کردم به فیلم گرفتن ازتو ، بعد هم دستت رو گرفتم و همون جور که دستامون تو دستای هم بود عکس گرفتم ، بعدش یواش یواش راه افتادیم تا تو دیرت نشه و به ماشین برسی ، تو تمام اون لحظه ها که به لحظه خداحافظی نزدیک میشدیم حال بدی داشتم ، هر دفعه که ازم دور میشی این حس رو دارم ، دلم میخواد یکدفعه معجزه ای بشه و تو از پیشم نری ، اما چاره ای نیست ...

دستای همدیگه رو گرفتیم و آروم آروم به سمت ترمینال اومدیم ، همه اش دلم میخواست محکم بغلت کنم ، دلم میخواست بلند بلند گریه کنم ، هر کاری میکردم تا تو اون لحظه ها با ناراحتیم تو رو ناراحت نکنم نمیشد ، یادمه بعدا بهم گفتی که چشمات اونقدر با خودشون غم داشتن که همه متوجه میشدن ، اومدیم پائین و یکم صبر کردیم تا مسافرها سوار بشن ، مدام میبوسیدمت و گریه میکردم ، جدایی واسم خیلی سخت بود ، تو سوار ماشین شدی ، بعد از مدت کوتاهی ماشین حرکت کرد ، تو بهم زنگ زدی . بهم گفتی گریه نکن عزیزم، اما دست خودم نبود ، محبوبم داشت از پیشم میرفت ، احساس میکردم دارم خفه میشم ، نمیتونستم خوب نفس بکشم ، دلم میخواست منم باهات بیام اما ...
هیچ وقت یادم نمیره ، ماشین داشت دور و دور تر میشد و من فقط با گریه رفتنش رو تماشا میکردم ، گریه هام بدتر شد، نمیتونستم جولوی اشکام رو بگیرم ، همه اش میگفتم خدایا صحیح و سالم برسه خونه وایستادم و رفتن ماشین رو نگاه کردم ، اتوبوس رفت و رفت و محبوبم را با خودش برد ، آخ که چه روزی بود ، همیشه همینطور بوده ، وقتی میای فقط دلم میخواد نگات کنم ، انگار همه دنیا رو بهم دادن ، و وقتی میری اونقدر دلتنگت میشم که دلم میخواد برم یه جا تنها باشم و زار زار گریه کنم ،اما تلخی دوری به شیرینی دیدار می ارزه ، مهربونم قرار دوباره چند روز دیگه تو بیای ، دوباره قرار دستای مهربونت رو بگیرم ، اصلا فکرش رو نمیکردم به این زودی ببینمت ، وای که چقدر دلم برات تنگ شده ، دلم میخواد محکم بغلت کنم تا باورم شه پیشم برگشتی ، دلم میخواد از تمام لحظه های با تو بودن بهترین استفاده رو بکنم ، دوست دارم مدام به چشمای نازت نگاه کنم ، دستات رو بگیرم ، دوست دارم سرم رو بذارم رو شونه هات و باهات حرف بزنم ، خوشحالم ، خیلی خوشحالم که میای ، اما مهربونم این دفعه یکم دیر تر برو ، ای کاش میشد منم باهات بیام ، آخ خدای خوبم ، اون روز قشنگ کی میرسه ؟؟؟؟ روزی که منو معشوقم واسه همیشه پیش هم بمونیم ، روزی که هیچ وقت همدیگر رو تنها نذاریم ، عزیز دلم ، بیا برای رسیدن به اون روز دعا کنیم ، دعا کنیم تا اون روز زیبا زودتر برسه
هستی من ، با تمام وجود منتظر دیدنت هستم
خواهش میکنم زود بیا ، دوستت دارم فرشته من ،هزاران بار میبوسمت مهربونم
بی صبرانه منتظرت هستم![]()
![]()

